ژانویه 19, 2012

انزجار از فیس بوک یا…

نوشته شده در دسته‌بندی نشده در 6:21 ب.ظ. توسط نیایش

اینکه من هم آنقدر آشفته شدم تا درباره فیس بوک بنویسم خود شاید گویای تاثیر گذاری بسیار این رسانه باشد. اما نکته ای هست که دیگر نتوانستم صبوری کنم و بر زبان نیاورم.

راستش اگر بیشتر به خاطر خواهرم و خانواده اش نبود که گه گاه عکس هایی از عزیزترین هایم را بر روی فیس بوک می گذارند و یا ارتباط ارزشمند دوباره ای که با دوستان عزیزم و معلم های قدیمم  ازین طریق پیدا کرده ام بارها ارتباط از راه این رسانه را قطع کرده بودم!

اما دیگر این بار واقعا کاسه صبرم لبریز شد وقتی دیدم پستان لخت گل شیفته فراهانی آنچنان جنجالی در فیس بوک به پا کرده که آدم انگشت به دهان می ماند این جماعت مدام در حال گردش در فیس بوک در جستجوی چه چیزی هستند؟! همیشه وقتی می دیدم که دوستان امریکایی ام درباره عکس لخت فلان هنرپیشه حرف می زنند یا از بوسه آتشین فلان خواننده زن از یک خواننده زن دیگر می گویند، به خودم می گفتم » اینها چیز دیگری ندارند که به آن دلخوش باشند، برای همین بیرون افتادن پستان جسی جکسون برایشان جالب است. به خودم می بالیدم که فرهنگ ما پربارتر ازین هاست که درباره موضوعاتی بدین پیش پا افتادگی گفتگو کنیم و … «.  اما امروز دیگر داشتم بالا می آوردم ازینهمه رای و نظر درباره بدن این خانم و مسئله آزادی انسان و حق او از نمایش هرگونه بدن!

بیزارم ازین که بیایم و چون بیشتر رشته گفتگوهای اخیر از سینه عریان گل شیفته حرف بزنم. اصلا نظری درین باره ندارم و نظر دادن درباره این موضوع را بسیار بی ارزش می بینم. اما نمی توانم انزجار خودم را از محیطی که به این گفتگوها اجازه رشد و نشر می دهد پنهان کنم. از فضایی که بی اعتنا از زیبا ترین تصویرِ  تاریخ معاصر ایران- البته به گمان من- (آنجا که نسرین ستوده با دستهای بسته در دستبند همسرش را در آغوش می گیرد) عبور می کند و آنوقت اینهمه جنجال بر سر بدن یک هنرپیشه برپا می کند.

جالب اینجاست که می بینم دوستانم- کسانی چون سعید شریعتی- می آیند و درین باره نظر می دهند و مرا شگفت زده می کنند که براستی ما به کدامین سو پرتاب شده ایم! واقعا آیا بهتر ازین، زیباتر ازین، ژزفتر ازین سوژه نداریم که در فیس بوک بر سر آن گفتگو کنیم؟

نمی دانم. شاید انزجار من از فیس بوک نیست. بیزاریم از دنیای مجازی است که در آن اینروزها نفس می کشیم و زندگی می کنیم. شاید برا ی یکصدمین بار است که به یاد این بند از شعر مولانا می افتم:

هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کی آن عقیق نادر ارزانم آرزوست!

از روی موبایلم اپ فیس بوک را بر می دارم. شاید درمان کوتاه مدتی باشد ازین بیزاری روز افزون من.

12 دیدگاه »

  1. بهراد گفت,

    این قضیه ربطی به فیسبوک ندارد. مشکل فیسبوک نیست. حقیقت جامعه است شما توی فیسبوک آن را بهتر میبینی. مگر فضای وبلاگی، سی دی فروشیهای سر کوچه، ماهواره ها، رزونامه های زرد فیسبوک هستند؟ نه، ولی همه آنها هم همین بحثها را دارند. مشکل مردم ما هستند که به جای مبارزه و تلاش تن پروری و مشغول کردن خود به ظواهر زندگی را انتخاب کرده اند.

    البته به نظر من استثنا این بحث سینه لخت گلشیفته بحثهای خوبی درگرفت. اکثر مردم در حال بحث بر سر این هستند که این کار درست بود یا خیر و آیا حق شخصی است یا عمومی و امثالهام. اینها بحثهای ارزشمندی هستند. اتفاقا الان وقت تاثیرگذاری است و نه خالی کردن قافیه.

    • نیایش گفت,

      سلام بهراد
      پرسشي كه براي من باقي است اين است كه چطور فضاي مجازي مثل فيس بوك درباره مسائل ديگري كه به آزادي هاي شخصي و حقوق بشري مرتبط مي باشد اينهمه داغ نمي شود؟

      من به گفتگوهاي بقال سرمحل و راننده تاكسي و عموم جامعه كاري ندارم. انتظار زيادي هم درين باره ندارم. اما چرا در ميان فرهيخته گاني كه دسترسي به اين رسانه/ شبكه اجتماعي دارند چنين بحث هايي اينهمه داغ مي شود؟

      حتما مي داني كه در همين روزها پرستو دوكوهكي و چند نفر ديگر هم زنداني شده اند. به نظر شما پرستو و امثال او كم براي آزادي هاي شخصي و نوع بشر مايه گذاشته اند؟ حتما بايد پستان لخت بيرون بيافتد تا جامعه فرهيخته ما وارد بحث هاي خوب و سازنده درباره آزادي هاي شخصي شود؟ براستي چرا اين فضاي مجازي دربرابر زنداني شدن پرستو يا مرضيه يا محمد سليماني ساكت است و اينهمه جنجال بر سر بدن اين هنرپيشه مي كند؟

      به نظر من فيس بوك بيشتر تبديل شده است به فضايي كه آرزوها و اميال جنسي فروخفته اين سالها درين مردم اجازه رشد و نمو پيدا كرده است. و الا من دليل ديگري نمي بينم كه اينهمه به به و چه چه براي آزادي هاي شخصي بشر – ببخشيد- بر سر يك ممه! لخت سربگيرد.

      • بهراد گفت,

        همه جای دینا همین است. اگر سکس جذاب و زیبا نبود برای تبلیغات بیربط کالاها در دنیا استفاده نمیشد. به هر روشی که این بحثها در بگیرد خوب است و بهتر از حرفهای تکراری است. وجود فیسبوک و بقیه این وسایل را باید قدر بنهیم که امکان پیشرفت فرهنگی را در فرصت کوتاهی فراهم میکنند در حالی که غربیها از طریق کتابها و مجلات و گروه های بحث و … حضوری در طول صدها سال بدست آوردند.

  2. هومن گفت,

    نیایش جان البته باید اینجا در داخل جامعه ایران باشی آنوقت شاید علت این همه اشتیاق را درک کنی. به نظر من این اشتیاق به اعلام نظر دربازه آن عضوی که ذکر جمیلش ! در نوشته ات رفت به سه دلیل عمده زیر ایجاد شده:

    1- دلیل اول برخی اظهار نظر ها از بعضی رسانه های داخلی بود که دل خوشی از جایزه اصغر فرهادی نداشتند و متعاقب برخی اظهار نظرها پیرامون زنان بازیگر با چاپ عکس اندکی سانسور شده این خانم دنبال لوث کردن جایزه فرهادی و اثبات حرف های آن آقا بودند.

    2- به خاطر دلایل زیادی که خودت بهتر می دانی و متاسفانه خیلی فشار ها و از طرفی عدم آگاههی ها بسیار زیادی از دوستان صحبت کردن از این موضوعات و دفاع کردن از برخی رفتارها را صرف نظر از منظور فاعل فعل یک جور پز روشنفکری می دانند و وای به حال کسی که مخالف آن رفتار باشد. چون می شود خود طالبان و متحجر و سنتی و باقی قضایا!

    3- دلیل سوم بسایر ساده است جامعه ایران از نظر جنسی بسیار سرخورده وزیر فشار است صحبت از چنین موضوعی بسایر جالب توجه و سرگر کننده است

    والا دوست مهربان من فیس بوک یک ابزار مثل خیلی ابزار های دیگر است می ماند که ما چطور از ابزارمان استفاده می کنیم.

    • نیایش گفت,

      سلام هومن

      نكته اولي كه گفتي بسيار قابل توجه بود. براي من اين سوال مطرح بود كه چرا درست موقع موفقيت فرهادي اين قضيه اوج گرفت. به قول فرنگي ها
      It makes sense!

  3. UB گفت,

    ماجرای اول — در سالهای پیش از انقلاب وقتی کودک دوران ابتدائی بودم پایم به مجلس در قرانی باز شد. کسی که مرا با خود می برد مرد شرفتمند و در عین حال متعصبی بود بنام حسین آقا که خداوند حفظش کند و اجرش دهد که چقدر شریف بود هرچند که هرگز با تعصب های او نمی توانم موافق باشم.
    در هر حال در خانه آنها نه رادیو بود و نه تلویزیون. می گفت حتی برنامه هایی که فی نفسه بی ایراد هستند در رادیو و تلویزیون غیر قابل استفاده اند؛ مثل اینکه یک بشقاب غدای عالی وسط نجاست شناور باشد و برای رسیدن به آن لازم باشد از میان نجاست رد شوی.

    ماجرای دوم —- می گفتند این بلندگو خر شیطان است از آن در سخنرانی استفاده نکنید. گفت » این خر شیطان را بدهید سوار شوم بروم بسوی رحمان»

    نیایش عزیز؛ به آمار نگاه کن ببین بیشترین کلمه ایکه در ایران در گوگل جستجو می شود چیست؟ خوب پس آقایون در تهران با همین استدلال گوگل رو فیلتر کنند.
    من اصلا نمی خواه در مورد کار اون خانم اینجا اظهار نظر کنم؛ حرفم اینه که تعجب می کنم چرا بخاطر استفاده بد؛ شما فیس بوک را مقصر می دانی؟

    ضمنا حرف های هومن را تقریبا بطور تمام و کمال قبول دارم.

    • UB گفت,

      گفتم تقریبا برای اینکه حس کردم ممکن است در جمله اول هومن به نوعی کنایه احساس کرده باشی.

    • نیایش گفت,

      سلام بهروز

      با حرفت تا اندازه اي موافقم. من هم مي دانم كه فيس بوك يك ابزار است و اگر دقت كرده باشي تيتر نوشته ام را هم گذاشتم فيس بوك «يا» .

      حتما اين جمله را شنيده اي كه «حسنات الابرار سيىات المقربين» ؟ حالا درباره اين شبكه اجتماعي هم هركسي مي تواند ببيند كه چه بهره اي ازان مي برد. شايد براي بعضي ها بسيار مفيد باشد. اما من فكر مي كنم بيشتر موجب رشد خصوصيات منفي انساني است. مثل فضولي كردن در كار اين و ان و سردر آوردن ازينكه چه كسي با چه كسي مي پرد و يا مثلا فلان دختر چه عكس برهنه اي تازه از خود گذاشته است. به هر حال براي من بيشتر مايه زيان است تا استفاده و براي همين هم فكر مي كنم دوري از آن به ثواب نزديك تر است.

  4. سلام خانم دکتر
    امیدوارم که حالتون خوب باشه
    بعید می دونم که من رو به خاطر داشته باشین.از زمانی که قالب وبلاگ شما آبی رنگ بود و داستان های کارخانه رو می نوشتین وبلاگ شما رو می خوندم.یعنی سال 82
    در طول مدتی هم وبلاگ نوشتم شما فقط یکبار برای خوندن تشریف اوردین.
    البته از پایان سال 82 دیگه چیز خاصی ننوشتم.
    نوشته های شما بخاطر دیدگاه اجتماعی که داشتین برام جذاب بود.
    خوشحالم که می نویسید و موفق باشید .
    در مورد متن گلشیفته با نظر شما موافقم.

  5. آرش گفت,

    بنده به عنوان یکی از منتقدین جدی و ثبت شده فیس بوک (امیدوارم بهراد بازم بیاد اینجا!) در مورد نظرات دوستان یه نظر نخبه گرا و خودخواهانه دارم: خلاصه اش اینه که شان تاثیر گزاری امثال نیایش (و بیشتر دوستانی که اینجا کامنت گذاشتن) رو بالاتر از این می دونم که سعی کنن پایین لینکهای فیس بوک وقتشون رو تلف کنن و از این نظر با نیایش موافقم. اینکار توی فیس بوک مثل اینه که نیایش بره سر کوچه در مورد بهداشت نوزادان داد بزنه. نیایش به خاطر تعلقش به یک گروه نخبه، اینکار رو به شیوه موثرتری می تونه انجام بده و باید موج رسانه ای رو ایجاد کنه که مردم عادی در موردش تو فیس بوک بحث کنن. خاصیت شبکه ای مثل فیس بوک عوام گراییه و نخبه ها باید سعی کنند که از سطحی بالاتر روی اون تاثیر بگذارن.

    • بهراد گفت,

      خوب من اینجا هستم. حرفیه؟

      • آرش گفت,

        اینجا که نمی شه. بیا بیرون کارت دارم…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.